اولین مطلب
آخ این اولین مطلب منه ![]()
که اصلا هم حال نوشتن ندارم ![]()
خوب یکی نیست بگه بچه مگه مجبوری خوب ننویس ![]()
ولی حالا چون خیلی اصرار کردید
این چند وقته که ای بابا غزاله کجایی چرا مطلب نمی نویسی
بیا جون من مطلب بذار اینم برا دلخوشی شما ها ![]()
اصلا ولش کن اعصاب مصاب ندارم نمیدونم با این همه درسی که رو سرم خراب شده من اینجا چی کار میکنم ![]()
شما هم جا من بودید قاطی میکردید از اول ترم هیچی نخوندم![]()
من همیشه اخرای ترم یادم می افته که ای بابا درس خوندن طول ترم چقدر خوبه درسام چقد سنگینه .... و اینکه هههههه قرار بود این ترم بچه خوبی باشم از اول درس خونده باشم
آه دریغ صد افسوس که تا آخر ترم آلزایمر دارم تازه آخر ترمه که ![]()
دیشب بود که به پدر گرامی آمادگی لازم را جهت مشروط شدن فرزند گرامی شون دادم خودمم نفهمیدم چی گفتم مضمون کلام با پدر گرامی این بود که:
مشروطی برای دانشجوه با لا خره امکاناتی که در اختیارمون گذاشتن ناراحت میشن استفاده نکنیم
نظر شما چیه؟



