اولین مطلب

سلام

آخ این اولین مطلب منه 

که اصلا هم حال نوشتن ندارم

خوب یکی نیست بگه بچه مگه مجبوری خوب ننویس

ولی حالا چون خیلی اصرار کردید این چند وقته که ای بابا غزاله کجایی چرا مطلب نمی نویسی بیا جون من مطلب بذار اینم برا دلخوشی شما ها

اصلا ولش کن اعصاب مصاب ندارم نمیدونم با این همه درسی که رو سرم خراب شده من اینجا چی کار میکنم 

شما هم جا من بودید قاطی میکردید از اول ترم هیچی نخوندم

من همیشه اخرای ترم یادم می افته که ای بابا درس خوندن طول ترم چقدر خوبه درسام چقد سنگینه .... و اینکه هههههه قرار بود این ترم بچه خوبی باشم از اول درس خونده باشم

آه دریغ صد افسوس که تا آخر ترم آلزایمر دارم تازه آخر ترمه که  

دیشب بود که به پدر گرامی آمادگی لازم را جهت مشروط شدن فرزند گرامی شون دادم خودمم نفهمیدم چی گفتم مضمون کلام با پدر گرامی این بود که:

مشروطی برای دانشجوه با لا خره امکاناتی که در اختیارمون گذاشتن ناراحت میشن استفاده نکنیم  

نظر شما چیه؟

 

 

...دراز کش در اتوبوس

 

اینم بانو ئی در اتوبوس لمیده!!!!!!!!!!!!
با کلی دردسر گرفتم بدون فلش یا نور دیگه!!!!!!!!!!!!!

 

نمی خواهم

 

 

 

من از تکرار حرف عاشقانه

من از گریان شدن با هر بهانه

سکوت کوچه را در هم شکستن

از آن فریاد دلگیر شبانه

*

*

به عشقی روزوشب پابند بودن را نمیخواهم

اسیر سحر یک لبخند بودن را نمیخواهم

*

*

در آتش سوختن و پروانه بودن

اسیر ساغر و میخانه بودن

میان باور و نا باوری ها

غزلهای جدائی را سرودن

*

*

نمی خواهم نمی خواهم

من این حال وهوای عشق دیرین را

پریشان حالی فرهاد وشیرین را

*

*

به گریه لحظه را در سنه کشتن

مسیحا گشتن و از جان گذشتن

فضای خانه را ویرانه کردن

ز خود بیگانه و تنها نشستن!

*

*

نمی خواهم همان باشم که بودم

گذشتم از گذشته با وجودم

 

این عروسک مورد علاقه .... است!!!!

این عکس من در حال اجرای نمایش عروسکی تو تاکسی (پشت دوربین) نشون میده!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!

شاید

 

 

با آن که شب است و راه فریادی
 در هیچ سوی افق نمی بینم
 با این همه از لبان صدامید
 این زمزمه را دوباره می خوانم
باشد که ز روزنی گذر گیرد
شاید روزی کبوتری چاهی
این زمزمه را دوباه سر گیرد
وانگاه به شادی هزاران لب
 آزاد به هر کرانه پر گیرد

                                                                    شفیعی کدکنی

بدون شرح

 

 

تو بگو !!! 

.....در این کویر بی کسی

 

 

حالم خیلی بد هست. نمی دونم کدوم کار  کار خوبه ٫کدوم بد؟

همه معادلاتم به هم ریخته!؟!

خیلی بیقرارم!!!

یعنی تو این سر در گمی کسی هست که دستمو بگیره و از این بهت بیرون بیاره منو؟؟؟؟؟؟؟؟

اخه خدااااااااااااااااااااااااااااااااااا